بديع الزمان فروزانفر

218

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

حدود كثرت را كه منشا امتياز است در هم نريزى بوحدت كه آسايشگاه جان و روان است نخواهى رسيد و شايد گفت كه سالك با وجود اختلاف روشها و آيينها بايد بر همه‌ى آنها عبور كند و بكمال هر طريقه‌ى متحقق شود تا بسر منزل وحدت برسد . [ بيان آن كه اين اختلاف در صورت روش است نه در حقيقت راه ] او ز يك رنگى عيسى بو نداشت * وز مزاج خم عيسى خو نداشت جامه‌ى صد رنگ از آن خم صفا * ساده و يك رنگ گشتى چون صبا اشاره است بقصه‌ى ذيل : مريم عيسى را با حرفت صباغى داد پيش مهتر صباغان ، چون آن حرفت بدانسته بود و دريافته ، آن مهتر صباغان جامهاى بسيار بوى داد و بر هر جامه نشان كرد بر آن رنگ كه مىخواست ، آن گه بعيسى گفت اين جامها ، رنگارنگ مىبايد ، هر يكى چنان كه نشان كرده‌ام به رنگ مىكن ، اين بگفت و بسفرى بيرون شد و جامها بعيسى سپرد ، عيسى رفت و آن جامها همه در يك خنب نهاد بر يك رنگ راست ، و گفت « كونى بإذن اللَّه على ما اريد منك » پس آن گه مهتر صباغان زود از سفر باز آمد و آن جامها ديد ، در يك خنب نهاده و بيك رنگ داده دل تنگ شد ، گفت اين جامها تباه كردى ، عيسى گفت جامها چون خواهى و بر چه رنگ خواهى تا چنان كه تو خواهى از خنب بيرون آرم ، چنان كرد ، يكى سبز آمد ، يكى زرد ، يكى سرخ ، چنان كه مراد بود ، آن مرد از كار وى عجب در ماند و دانست كه بجز صنع الهى نيست . كشف الاسرار ، انتشارات دانشگاه طهران ، ج 2 ، ص 133 ، نيز تفسير ابو الفتوح ، طبع طهران ، ج 1 ، ص 569 ، قصص الانبياء ، ثعلبى ، چاپ مصر ، ص 329 . اما مقصود مولانا اينست كه عيسى عليه السلام مردم را بوحدت و محبت مىخواند و كسى كه بحقيقت دين و آيين وى راه يابد از رنگ و اختلاف و دو بينى